فقط کامران و هومن
روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک فقط مي خوان بهت بگن :. . . . تولدت مبارک بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد تولدت عزيزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد. عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت. بی تو امشب باز يک گوشه نشستم در خيالم آمدم پيش تو و گفتم که خستم از همه چيز و همه کس به تو گفتم های های گريه کردم زار زار ناله کردم گفتم اينجا غصه دارم هيچکس را هم ندارم از همه چيز و همه کس من گسستم با همين دستهای بستم مثل اينکه کودک هستم از تو پرسيدم تو ميدانی که هستم؟ تو به من خنديدی و گفتی که باز هم در اين دنيای زيبا چشم بر خوبيها بستم
تو بگو وقتی خواب بودم چه کسی مداد رنگیشُ برداشت و فاصله ها رو پٌررنگ کرد ؟؟...نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد ...از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت ...آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد... حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد نمی توان از او رنجشی به دل گرفت ...بلکه باید تنها از خود رنجید... که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ... و این خود دردی کشنده است برای تولدت شعری سرودم و همراه خاکستر آرزوهایم به دست باد سپردم تا هرجا ترا یافت نثارت کند برسم هدیه که من در تمام پس کوچه های احساس خاطرات شیرین گذشته در رویاهای جوانی و در یادهای آشنا گذر گاههای عش و هرجا که عطر دوستی وآهنگ وفامی تراود دنبال تو گشتم و نیافتمت شاید روزی دوباره نگاهمان درهم بیامیزد با شعرنبشته ای از من در دستان مرجانی ات
میدونم که همه سر حالین و امکان نداره کسی تو این روزای مقدس اجازه بده همه خوشحااال!!! مطمئنم که این روزا واسه ماها و واسه خدا بهترین یکی از بهترین روزاست فرشته ها هم مثله امسالو مثله همه ما جشن برگذار کردن ! به افتخار میلاد با سعادت برترین فرشتگان جهانیان سالرزو تولد این دو برادر دوست داشتنی این دو برادر ملکوتی همزمان با لحظه تولد این دو گل بی عیب عرش آسمان یا صدای فرشتگان و ما فن ها به لرزه خواهد افتاد همه با اینکه در کنار کامران و هومن عزیزمون نیسیم اما مطمئنا قلبای هممون کنارشونه روحمون پیششونه و اونا هم با تمام وجود این احساس شنگ ما رو دریافت میکنن خیلی خوشحالم که هنوز زندم و تونستم یه بار دیگه با شما دوستان منم این دو روز همونطور که همه میدونن در 4 آذر امسال کامران عزیز 33 و هومن عزیز در 2 آذر امسال شمع 29 انشالله 1000 سال دیگه بازم هم نسل های بعدی ما این روز رو جشن بگیرن از همه خواهش میکنم به بچه هاتون در آینده بگین این روز رو مثله ما با تمام وجودشون جشن بگیرن دیگه واقعا نمیدونم چی بگم . احساست من که تموم سدنی نیست و همچنان باقیست چون تو این سال جدید با خیلی از شما ها جدید آشنا شدم و ممکنه آپ تولد پارسال وبلاگ منو ندیده باشین عکسای پارسال رو هم استثنا میذارم میخوام واسه سورپرایز این آپ بیوگرافی کامل کامران و هومن گل رو که از یکی از سایتای معتبر گرفتم البته این سایت یه طوری بود که نمیشد بیوگرافی رو copy کرد واسه همین مجبور شدم همه رو خودم بنویسم . یه سورپرایز دیگه هم دارم که آخر این آپ میارمش !!! کلک نزنین برین آخرااااا !!! مرحله مرحله !!! بیوگرافی کامران و هومن در یکی از روزهای پاییزی سال ۵۵ خورشیدی (۱۹۷۶ م ) هنگامهی که چهار روز از تولد آذر میگذشت (۲۵ نوامبر) در تهران این اصیل ترین نقطه گیتی و مهد احساس و عشق پسری پا به دیار سرنوشت گذاشت . او اولین پسر فریده و حجت بود. و با خود یک دنیا لطف و صفا را به ارمغان آورد. پدر و مادرش همواره خواهان کامیابی و نیک بختی او بودند پس نامش را "کامران" گاشتند و در شناسنامه پاییزی اش پسوند "جعفری" را به آن افزودند. روزها از پی هم میگذشتند و کامران بزرگ و بزرگتر میشد و سرانجام هنگامی که چهارمین پاییز زندگیش اش را سپری میکرد آفریدگار مهر در دومین روز آذر همان سال (۱۳۵۹ ه.ش - ۲۳ نوامبر ۱۹۸۰ م ) پسری دیگر را به خانواده آنها هدیه کرد. نام او را به دور از هرگونه دغدغه ای هومن گذاشتند و از پروردگار خواستند تا به او همانند اسمش نیک اندیشی و نیک منشی را عطا کند . مدتی گذشت و هومن به همراه کامران غرق در دنیای کودکی و بازی های کودکی شد و بالاخره در یکی از روزهای سرد بهمن سال ۱۳۶۴ ه.ش (۱۹۸۵ م ) نامی دیگر به خاندان جعفری اضافه شد. "کتایون" دختری زیبا و سرشار از شور و نشاط بود و بعد از چندی همبازی برادزهایش شد. اما آنها مدت کوتاهی را در وطن گذراندند و سر انجام هنگامی که کامران ۹ سال داشت ایران را ترک و به مونترال کانادا مهاجرت کردند. کامران و هومن به مدرسه فرانسوی رفتند و در کنار آن ساعاتی را فارسی میخواندند تا هیچگاه از زبان مادری جدا نشوند. مدتی بعد آهنا به ونکوور کانادا نقل مکان کردند. کامران دوران دبیرستان را در مونترال سپری کرد و در آن دوران بود که تصمیم به خواندن گرفت و موضوع را با خانواده در میان گذاشت. اما برای پدر و مادر تحصیل فرزندانشان در بالاترین مرتبه قرار داشت بنابراین کامران ابتدا دوران تحصیل را گذراند( سه سال در رشته تکنسین خلبانی تحصیل کرد ) و بعد در صدد رسیدن به هدفش برآمد. او در ابن مبان با رامین زمانی آشنا شد . رامین به موسیقی ایرانی آشنایی کامل داشت و پس از آشنا شدن با فریدون و هنگامه گروه "پرواز" را به وجود آورد. در این گروه کامران/ هنگامه و فریدون میخواندندو رامین نوازند گیتار کال بود. علی الهی کیبورد مینواخت و علی قاسمی نوازنده پرکاشن بود. هومن در مدرسه موسیقی خوانندگی و نواختن پیانو را شروع کرد و در دانشگاه به همراه دوستانش در چندین نمایش هنری شرکت داشت و در آنجا کیبورد مینواخت و به انگلیسی میخواندو همچنین برگذیده مدل یکی از معروف ترین طرح های لباس در کانادا در مدل های مختلف شد. هومن اکثر اوقات به دیدن برنامه های گروه پرواز میرفت و با دیدن کامران بر روی حنه و لمس احساس او هنگام خواندن علاقه اش به موسیقی فزونی یافت. او بعضی از شب ها در پایان برنام گروه پرواز آنها را همراهی میکرد و همگان را متوجه استعداد و توانایی های خود میساخت. سرانجام آهنگی با نام "ایرانم" (با کلام و آهنگ رامین زمانی) ساخته شد. با تولد این آهنگ کامران هنگامه و فریدون از یکدیگر جدا شدند فریدون به اران رفت و هنگامه مشغول تهیه آلبومش شد. کامران تصمیمگرفت با کمک رامین آلبومی با نام "کامران" تهیه کند. رامین برای او چندین ترانه نوشت و در آن زمان بود که آهنگهای "نرو" "لیلی" "نسل عشق" و "سوگند" به وجود آمدند. همزمان با ساخت این آهنگها بزرگترین گروه موسیقی پاپ ایران در مرز تولدی دوباره بود. کامران با شهبال شب پره موسس این گروه آشنا شد و یه لس آنجلس سفر کرد. شهبال با شنیدن صرای کامران و هومن تصمیم گرفت گروهی را با نام "the brothes" به وجود آورد. تمام کارها انجام شده بود. عکس ها و کلیه پوسترها آماده بود. اما دست روزگار سرنوشت دیگری را برای کامران و هومن رقم زد. کامران به گروه بلک کتز پیوست و هومن بعد از اتمام تحصیلاتش او را همراهی کرد و سرانجام در سال ۱۹۹۸ میلادی کامران و هومن به طور رسمی در بلک کتز پیوستند و در کنار هم خوانندگی را آغاز کردند. آنها ۳۶ امین خوانندگان این گروه بودند . مدتی بعد در سال ۱۹۹۹ اولین آلبوم را روانه بازار کردند و با موفقیتی چشم گیر مواجه شدند. با انتشار آلبوم "سیندرلا" در کهکشان ایران دوستاره متولد شدند. ستارگانی که چشم ها را به خود خیره کردند و آمدند تا بمانند و در آسمان هنر ایران جاودانه شوند.این آلیوم ۹ ترانه داشت که از میان آنها آهنگهای لیلی/نرونسل عشق/سوگند بسیار مورد توجه قرار گرفت کامران و هومن در کنسرت ها برنام ای تمام عیار با رقص هایی بی نظیر متفاوت با آنچه که مردم پیش از این دیده بودند اجرا میکردند. مدتی بعدر در سال ۲۰۰۳ دومین آلبوم آنها با نام "pop father" به بازار آمد و آهنگهای بگو منو کم داری (ساخت رامن زمانی ) و راندوو ( ساخته کامران و هومن ) سوگلی آلبوم شدند. راندوو اولین موزیک ویدئو ایرانی بود که از "MTV" اروپا پخش شد و این شبکه از کامران و هومن به دلیل خلق این اثر تقدیر کرد. طولی نکشید که این دو جوان قلعه دلها را فتح کردند و با سرعت نور به اوج رسیدند و به قولی یک شبه ره صد ساله را پیمودند و به پیشتازان موزیک پاپ ایرن تبدیل شدند. سرانجام کامران و هومن در آغاز سال ۲۰۰۴ به دلیل اختلاف سلیقه در زمینه شعر/آهنگ/ملودی از گزوه بلک کتز جدا شدند و راهی را که از مدت ها پیش در ذهن داشتند ادامه دادند. به همراه آنها دیوید بتسامو و برنت یشر از بلک کتز جدا شدند و تصمیم گرفتند که در کنار کامران و هومن به زندگی در دنیای موسیقی ادامه دهند. کامران وهومن باپشتکار فراوان مشغول تهیه البوم جدیدشان شدند و همزمان کنسرتهای بیشماری را در سراسر جهان برگزار کردند. چندی بعد آنها در یک اتفتق سبز با مریم حیدرزاده آشنا شدند و سرانجام مریم شعرهای زیبایش را به آنها هدیه کرد. و اینگونه بود که مریم نوشت و رامین ساخت و به همراه شهرام آذر تنظیم کرد. و سرانجام کامران و هومن با صدای زلالشان اسعار مریم را زنده کردند و به ملودی های رامین جلوه خاص بخشیدند و با پیشنهاد مریم نام آلبوم جدید را "بیست" گذاشتند.مدتی بعد تبلیغات شروع شد و همه جا صحبت از کامران و هومن و آلبوم جدیدشان شد و بالاخرا در هفتم ژوئن سال ۲۰۰۵ میلادی انتظارها به پایان رسید و آلبوم بیست به وسیله شرکت آونگ در سراسر دنیا انتشار یافت. آلبوم جدید با دو آلبوم قبل از نظر کلام/ملودی و تنظیم بسیار متفاوت بود به همین دلیل با استقبالی چشمگیر مواجه شد. پس از تولد آلبوم جنجالی بیست تور کنسرت های کامران و هومن در سراسر جهان آغاز شد و دگر بار هزاران نفر به سویشان شتافتند. و طلایی ترین لحظات زندگیشان را در کنار آن دو تجربه کردند. هم اکنون کامران و هومن تبدیل به ستارگانی پرفروغ شدند. بیش از ۱۰ سال از تولدشان میگذرد و همچنان پرنور تر از همیشه در آسمان هنر ایران میدرخشند. کامران و هومن در لس آنجلس زندگی میکنند و عاشق یکدیگر هستند.(کامران میگوید: هنگامی که هومن را میبینم انگار خودم را میبینم و افتخار میکنم که در کنار برادرم میخوانم.در صحنه آسوده خاطر هستم و خود را محکم میبینم و میدانم که اگر زمانی بیافتم دستانی هستند که مرا از پشت میگیرند و میتوانم به آنها تکیه کنم) آنها اوفات فراغت را به نواختن پیانو و ساختن موزیک میپردازند و ورزش های مورد علاقشان را (هاکی/فوتبال/بسکتبال و کشتی) دنبال میکنند و هر دو از خانواده قرمز ها (پرسپولیس) هستند. در میان غذاهای خوش طعم ایرانی کامران قرمه سبزی و هومن فسنجان را میپسندد.آنها در بیشتر مواره هم سلیقه هستند در میان رنگ ها آبی و قرمز جایگاه ویژه ای برایشان دارد و در دنیای ماشین هر دو علاقه خاصی به BMV (مشکی ) دارند. بهترین و شایسته ترین خصوصیات کامران و هومن شخصیت اخلاق و تواضع آنهاست. که همواره از همان آغاز زبانزد خاص و عام بوده است. آنها با رویی باز و آغوشی گرم پذیرای دوستدارانشان هستند و ساعات زیادی را در کنار آنها به ثبت لحظات با هم بودن میگذرانند. در کنسرت ها ده ها هزار نفر به شوق دیدار این دو برادر عاشق از دور و نزدیک به سویشان میشتابند و هنگامی که طنین صدایشان سکوت شب را میشکند همه با نوای خوش موسیقی و صدای ملکوتی آن دو به عرش سفر میکنند. کامران و هومن ای دو پیام آور عشق آمده اند تا صدای تمام دریاها را به گوش همگان برسانند و با زلال صدایشان هزاران روح آشفته را آرامش دهند. وقتی آهنا میخوانند زمان متوقف میشود و هزاران فرشته برای شنیدن صدایشان به زمین سفر میکنند. کامران و هومن پادشاهان قلب های عاشقند و زندگی را با وجود سرخشان به رنگ عشق نقاشی میکنند. آری دیگر باید پرواز آنها را باور کرد و مکانی در قعر کهکشانها برای آنها در نظر گرفت. اکنون باید با صدایی از جنس باران به آنها آفرین گفت و با دلی مملو از عشق و عاطفه حمایتشان کرد. و اینم عکسای تولد پارسال و امسال امیدوارم از آپ تولد خوشتون اومده باشه و همچنین امیدوارم که تونسته باشم گوسه ای از احساساتمو به کامران و هومن گلم نشون بدم و حالااااااااااااااا میرسیییم به سورپرااااااایززززززز این تولد خوب من میرم که سورپرایزو بیارم سلللللااااااااام هستی جووووووووووووووووونننننننننننمممممممممم سلاااااااااااااااااااااااااااامممممممممممم هم دیگه آپ کنیم. من اولی بارمه که متن می نویسم اینجا. امیدوارم همه ی دوستای خوبم خواننده های وبلاگ حالشون خوب باشه که حتما هم تو این روز خوب همه خوبن. زمان خلق تو حتی خدجسارت کرد و عشق تو مثل جنونی به من سرایت کرد تورا که حرمت آب هم زیارت کرد تورا که سرسبزترین اتفاق من هستی زمان خلق شما دوشیزه ای شبیه ماه اصول فلسفه را موبه مو رعایت کرد روز تولد تو ستاره ها دمیدن پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن روز تولد تو بخت من از راه رسید نیمه جونی جون گرفت تشنه به دریا رسید تولدت مبارک خوش اومدی ستاره اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره تولد سال بعد خودمو م رسونم هرچی تولد باشه دیگه پیشت می مونم خدا تو این روز خوب تورو به ما هدیه داد هوی مثل هم بودن فرشتشو فرستاد زاده ی فصل پاییز ساکت ولی بیقرار که خیلی زود رسیده به قله ی افتخار بادکنکای رنگی شمع و گل و فشفشه الهی زنده باشی تا ابد همیشه منم از راه دور تبریک من قبول نیست اونم برای عشقم صاحب نمره ی بیست می شینم و میشمرم بازم ستاره هارو به جون این تولد قسم میدم خدارو که سال دیگه امروز نشسته باشی پیشم تولدت مبارک دارم دیوونه می شم با هفتا آسمون پر از گلای یاسو میخک صدتا دریا پر اشتیاقو عشقو پولک یه قلب عاشق با یه حس بیقرارو کوچک فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک دوستای گلم تولد عزیزامونو به همگی تبریک میگم. همتونو دوست دارم. نمی تویسم. I LOVE YOU ALL نظر بدین لطفا . ما خیلی واسه این آپ زحمت کشیدیم به مناسبت نولد کامران وهومن عزیزم لطفا نظراتونو واسه حمایت هر چی بیشتر این وبو کامران هومن
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()

. من هستی هستم و قرار هست از این به بعد با آبجی گلم با![]()
![]()
![]()
ببخشید اگه من زیاد خوب![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |








